|
در شهر من خدا زندانی است!
نمی دانم چه بر سرم می آورند
آری از خورشیدخون می چکد
سیاهی سرزمین آریایی ام را فرا گرفته است
در نگاهم افسردگی موج می زند
از چه به نالم که ای کاش خاک ایرانم در تاخت سپاه چنگیز باقی می ماند
این نامردمی ها برای چیست؟
من ایرانی ام اما از من چه باقی مانده است؟
آری خدارا زندانی کرده اند
ازمن چه باقی مانده است؟
برخیز
بیا بامن و آریای باش. |