خورشيد نگاه تو
قطره هايي از درياي وجودم در درياي وجودت گم شده
اي کاش قطرهاي وجودم
با قطرهاي وجودت دريايي مي شد
که با تابش خورشيد به روي قطرها
به ياد مرواريد چشمانت...با ترانها مي ماندم
اي کاش با مرواريد نگاهت تا هميشه جاودان باقي بمانم
اي کاش چون سيبی سرخ باشم در دستان مهربان تو
اي کاش هميشه باران لياقت باريدن بر خاک را داشته باشد.